

حقوق شهروندي
عباسعلي رسولي
مدرس دانشگاه
1 – انتظارات از دولت در جامعه غيرمدني
در حكومتهاي استبدادي گذشته يا به تعبير كتاب درسي مطالعات اجتماعي، حكومتهاي خودكامه شرايط زير را به صورت خلاصه ميتوان يافت.
مشروعيت سياسي ناشي از پدري مهربان بودن كه به همه خواستههاي فرزندان صغيرش پاسخ ميدهد، عدم مواجهه با رقيب كه عمدتاً از دل تشكلهاي مستقل زاده ميشود، در اختيار داشتن نهادهاي فرهنگي و تبليغي به صورت درست و تام و تمام، عدم شكلگيري فرديت و خودآگاهي كه بر حقوق خويش تأكيد ميكند، تبديل دولت به يك دستگاه ديوانسالاري عظيم كه همه امور را خود رأساً به انجام ميرساند.
با توجه به تغيير ديدگاههاي اكثر افراد انساني در مورد شرايط لازم براي احساس آسودگي و بهرهمندي، مدلهاي گذشته فاقد هر نوع صلاحيت و كارآيي دانسته ميشوند و مردم جوامع مختلف ميكوشند تا با گريز از شرايط مستبدانه حاكم بر زندگي انسانهاي ماقبل، راه جديد و نويني را براي خود بگشايند كه برخي از ديدگاههاي آنها عبارتند از:
2- دو نگاه متفاوت به شهرنشيني و شهروندي
منظرهاي گوناگوني را در بررسي و تحليل زندگي جوامع مختلف ميتوان مورد توجه قرار داد كه واضحترين گونههاي آن به اين صورت است: «روند شهرنشيني در جهان يك پديده غيرقابل انكار است... مؤسسات شهري از ارائه خدمات به همه شهرنشينان عاجز ميمانند .. شهرها در چارچوب برنامهريزي و مديريت، زيستشناسي يا محيطشناسي، اقتصاد، زمينشناسي و جغرافيا مورد مطالعه قرار ميگيرند تا در نهايت فايده عملي آن نوعي زندگي شهري براساس همزيستي ميان انسان و دنياي پيرامونش باشد.
از منظرهاي ديگري نيز ميتوان نگريست.
از نگاه تاريخي، فرهنگي و جامعهشناسي مسائل ديگري مطرح ميشوند كه عمده آنها معني و لوازم اجتماعي زندگي شهري و تحولات آن است. در اين حوزه به جاي الگوهاي رشد شهرها، چگونگي مواجهه شهرها با نيازهاي مختلف، انواع شهرها، مسأله تراكم و تراكمزدايي يا تراكم افزايشي، بهداشت، تحولات شهري در چارچوب توسعه تمدن صنعتي و خدماتي و شهرسازي، ذهن ما متوجه پديدههايي مثل پيچيدهتر شدن تقسيم كار، افزايش تعداد متخصصان، تكيهگاههاي پايگاه اجتماعي افراد، نسبت كار با مسكن، سرگرمي و ارتباط و تحول اين مفاهيم، مددكاري اجتماعي، تغييرات اجتماعي و چگونگي توزيع اعتبارات اجتماعي در شهرها خواهد شد. در چارچوب دسته اول از مسائل، واحد تحليل و بررسي انساني ما «شهرنشين» است. يعني كسي كه در واحدي به اسم شهر مستقر است و اينكه چگونه به نيازهاي او پاسخ داه ميشود، ولي در چارچوب دسته دوم، واحد انساني ما «شهروند» است يعني كسي كه به عنوان يك عضو از يك نظام اجتماعي در كنش و واكنش با ديگر افراد است» (محمدي، 1378)
3- انواع شهروندي
در تشخيص شهروندي به چند صورت ميتوان واقعيتها را بررسي كرد و از زواياي مختلفي اين پديده را مورد توجه قرار داد «اغلب تحقيقات بين دو مفهوم رايج زير، تمايز دقيقي قائل نبودند.
الف- شهروندي به عنوان فراگرد جذب دروني كردن باورها و ارزشهاي اجتماعي و سياسي به وسيله شخص.
ب- شهروندي به منزله حالت وجودي ايدهآلي كه هر عضو يك جامعه متمدن بايد بدان نائل شود.
به عبارت ديگر، معناي توصيفي، تبييني شهروندي با معناي ارزشي، تجويزي آن اختلاط پيدا ميكرد. در استعمال اين واژه به معناي هنجاري آن، بايد به چهار نكته مهم توجه كرد:
اظهارات هنجاري درباره شهروندي مثل اينكه در زندگي اجتماعي انسان بايد چنين و چنان كند نه حالت طبيعي انسان را توصيف ميكنند و نه تبيين، اظهارات هنجاري بايد بر پايه و اساس درست و محكمي استوار باشند تا بتوان درباره آنها به تأمل و تفكر پرداخت، در اغلب مطالعات پيشين، شهروندي بر حسب ويژگيهاي انساني گستردهاي كه از پيش فرض شده بود براي همگان مطلوب و قابل قبول هستند، تعريف شده است، مثلاً يك شهروند خوب بايد داراي معلومات باشد، او بايد صادق و داراي حس همكاري باشد.
مطالعات گذشته در زمينه شهروندي و رابطه آن با آموزش و پرورش، فاقد چارچوب نظري معتبر بودند و از لحاظ روش، طرح و ابزارهاي تحقيق، ضعفهاي اساسي داشتند.
ادامه دارد ...


