

حسین صادقیان
در مقاطعی از هفته جاری شاهد جوی غبارآلود در چند استان كشور و استان همدان بودیم و خوشبختانه عدهای از مسؤولان در این خصوص عكسالعمل نشان داده و چون یكی از علل این غبار آلودگی اوضاع جوی و ضعف پوشش گیاهی كشور همسایه عراق تشخیص داده شد از عدهای از دست اندركاران دولت عراق دعوت شد در ایران حاضر و با كسب اطلاعات و تجارب لازم از ایرانیان پس از برگشت از ایران در كشور خود برنامههایی را پیاده كنند كه تا جای ممكن از این عارضه طبیعی برای كشور خود و ایران جلوگیری نمایند. قابل توجهتر اینكه شاهد بودیم عده زیادی از مردم اقدام به استفاده از ماسك برای جلوگیری از عوارض این پدیده در سطح شهر كردند كه جای خوشحالی دارد. اما با مشاهده این عكسالعمل سریع برخی افراد كه پسندیده هم است سؤالی در ذهن مطرح میشود و آن اینكه چرا ما نسبت به مسمومیتهای فرهنگی كه در اصل وجودمان یعنی روح و روانمان اثر میگذارد و قطعاً از اهمیت بیشتری برخوردار است اینگونه و آنچنان كه شایسته و حتی ضروری است عكسالعمل نشان نمیدهیم. یكی از دوستان روزی میگفت فلانی خبر داری آمریكا و انگلستان در ایران هزاران هزار چترباز پیاده كرده. گفتم نه چنین خبری را نشنیدم حرف ظاهراً عجیبی میزنی، مگر آنها به خود چنین جرأتی میدهند؛ زیرا مردم ایران بلافاصله و شدید عكسالعمل نشان میدهند. ایشان گفت منظورم آثار مخرب و محصولات فرهنگی آنچنانی است كه عدهای به خصوص برخی جوانان طعمه آن شده و توسط این چتربازان نامرئی به قربانگاه میروند. آری حقیقتاً این انتقاد به اكثریت ما وارد است كه چرا چشم سرمان فعالتر از چشم دلهایمان است و كمتر ورودیهای روح و روان خود را مورد بررسی و پالایش قرار میدهیم. به امید روزی كه حساسیتها با اولویتها موزون و حراست از همه ابعاد وجودی سرلوحه اقداماتمان باشد.
انشاءا...


