

اگر باغباني بخواهد از ميوه درخت خود استفاده كند بايد در زمان معين و نسبتاً زياد مراقب درخت خود باشد، به درخت خود آب دهد و درخت را مقابل نور بگذارد و ...
انسان هم اگر بخواهد كودك خود را درست تربيت كند لازم است كه در مدت زمان معين آموزشهاي لازم را به او بدهد و او را براي جامعه فرداي خويش آماده سازد.
مسلماً همه والدين دوست دارند فرزنداني كه در دامنشان پرورش مييابد مسؤوليت پذيران و جامعه سازان مومن فردا باشند.
به همين خاطر در دنياي امروز نسبت به گذشته خانوادهها بيشتر بر روي تربيت درست كودكان خود حساسيت دارند. اگر تا ديروز خانوادهها با خود ميگفتند سنگيني بچه بر زمين است و نانش در هوا! امروز ميگويند بار فرزند بر زمين است و روزياش وعده الهي، پس بكوشيم براي تربيت فرزندان صالح.
تا آنجا كه ديده شده خانوادهها كودك خود را از همان سنين خردسالي آموزشهايي كه دور از انتظار آن سنين است، ميدهند. از او انتظار دارند كه مانند بزرگترها رفتار كند، جلوي كسي پا دراز نكند، وقتي چيزي تعارفش ميكنند مانند بزرگترها تشكر كند، به جاي بازي كه در آن سنين برايش بسيار ضروري است در مباحث بزرگترها شركت كند! كلاس رزمي برود و ... .
بسياري هم دوست دارند فرزند خويش را از همان بدو تولد مومن و مقيد به تعليمات اسلامي بار آورند تا در آينده موجب افتخار و سربلندي خانواده و سعادتمندي و خوشبختي براي فرداي خود باشند. به طوري كه ديده شده است فرزندان را از همان كودكي طوري تربيت مي كنند كه در نوجواني (و كمتر) علاقهمندانه كنار پدر و مادر مي ايستد و نماز ميخواند، تكبير ميگويد و يا حتي در مواردي ديده شده است كه موفق به حفظ قرآن شدهاند.
اگر چه از طلوع اسلام بيش از 1400 سال ميگذرد، اما ارزشهاي انساني و ويژگيهاي مطلوب براي به رشد رسيدن انسان تغيير نكرده است.
تربيت ديني يعني بياييم يكبار ديگر به آموزههاي اسلامي بنگريم و ببينيم كه اسلام چه فاكتورهايي را براي تربيت درست كودك به ما ميآموزد، پس بياييم و بر اساس آن نكات با توجه به شرايط زمان و مكان و دنياي امروز فرزندان خود را تربيت كنيم. اين آموزههاي اصيل ديني است كه به فرزندان ميآموزد حتي اگر پدر و مادر نا مسلمان هم داري به آنان كج رفتاري مكن و با آنان چگونه رفتار كن و چه بكن و چه نكن.
اتفاقاً امروزه، هم به خاطر محبت ذاتي والدين نسبت به فرزند خود و هم به خاطر هجوم برخي ضد ارزشها در لباس ارزش از سوي ديگر اهميت تربيت فرزند را بيش از پيش لازم ميكند.
همين جاست كه هيچ دامني به اندازه دامن دين نمي تواند پناه محكمي براي حفظ فرزند ما گردد.
ميدانيم كه قلب كودك تا اوايل سنين نوجواني مانند زمين آماده و بي كشت است و آماده پذيرش هر بذري است كه در آن افكنده شود و در اين مقطع از سنين كودك ما مانند يك دوربين همه اطلاعات را از جانب پدر و مادر و اطرافيان ميبيند، در خود ذخيره ميكند و در مراحل بعدي از خود بروز ميدهد.
همينجا است كه لغزندهترين و لغزانندهترين مسأله پا به بروزگاه شخصيت كودك ميگذارد.
اگر تاكنون تربيت پدر و مادر صحيح و رفتار اطرافيان به هنجار بوده باشد، طبيعتاً رفتاري كه از كودك يا حتي نوجوان نمايش داده ميشود راضي كننده خواهد بود؛ و اگر پدر و مادر در همان سنين آغازين حيات به فكر پرورش فرزند خود نبودند در سنين بالاتر مشكل ميتوان اين شاخه درخت كه روز به روز تنومند تر ميشود را اصلاح كرد.
شمشير نيك از آهن بد چون كند كسي / ناكس به تربيت نشود اي حكيم كس
تربيت ضرورىترين نياز انسان در زندگى است. انسان بدون تربيت صحيح ره به جايى نمىبرد، نه از باغ زندگى خويش ميوه شيرين مىچيند و نه كام انسانهاى ديگر را از ثمرات درخت وجود خود شيرين مىكند و بالاتر آنكه نه به درك معناى انسانيت نايل مىآيد و نه به فتح قلههاىرفيع انسانيت دست مىيازد. بدين جهت تربيت، عاليترين هدف پيامبران و اساسىترين پيام كتب و اولين و ضرورىترين وظيفه والدين است.»
بنابراين با كمي جستجو در متون ديني ميبينيم كه اسلام براي تمام اين فاكتورهاي تربيتي از زمان تولد(و يا حتي قبل از تولد) راهكارهايي دارد.


