روزنامه هگمتانه
فرهنگی، اجتماعی، ورزشی
صبح استان همدان
صاحب امتياز: شهرداری همدان
مدير مسئول: محمدجواد زارعى
نشانی: همدان، آرامگاه بوعلی سينا، جنب تالار فجر
تلفن: 8282940
فكس: 8262700
سازمان آگهی:
8282939

آرشیو روزنامه:

سال‌ها پيش در شهري كوچك و زيبا زن و شوهري زندگي مي‌كردند كه بعد از سال‌هاي سال صاحب پسري شده بودند. آن‌ها پسرشان را بسيار دوست داشتند؛ به طوري كه صبح تا شب براي آسايش و راحتي پسر در مزرعه...
پدربزرگ باراني‌اش را به تن كرده بود؛ مي‌خواست برود بيرون و كمي قدم بزند. مامان عصا را به دستش داد و به من اشاره كرد. (مي‌دانستم كه مامان نگران پدربزرگ است و مي‌خواهد من همراه او بروم). با عجله لباس‌هايم...
همانطور كه از نام كتاب پيداست «ابن‌سينا» زندگي‌نامه ابوعلي‌سينا طبيب بزرگ ايراني است كه كودكان و نوجوانان همداني او را به خوبي مي‌شناسند. نويسنده اين كتاب «محمود برآبادي» و تصويرگر آن «غلامعلي مكتبي» است. اين كتاب را سه بخش تشكيل...
فرهاد حسن زاده روزي از روزهاي روزگار، روباه تر و تميزي از صحرا مي گذشت. يك مرتبه چيز آشنايي ديد. كلاغ سياهي بر شاخه درختي نشسته بود و قالب صابوني لاي منقار داشت. بشكني زد و با خود گفت: «چاچاچا!...
وقتي ضربه‌اي به پوست شما وارد مي‌شود، عروق خوني زير پوست شما پاره مي‌شود و خون به داخل بافت‌هاي اطرافش نشت مي‌كند. در اين هنگام پوست تغيير رنگ مي دهد و قرمز مي‌شود، ولي كم كم كه خون مي ماند...
می ریخت هر شب شمع مدادم عمر خودش را پای سوادم *** تکلیف شب را می کرد روشن از بین می رفت تاریکی من *** عمر مدادم توی همین راه هر لحظه می شد کوتاه کوتاه +++...
با اين كه نور خورشيد در طول روز جاريست اما سؤال اينجاست اين روشنايي از كيست؟ +++ پسر گوش كن اگر تو شوق جواب داري اين نور هديه‌اي از سوي خداست، آري *** آري خدا به خورشيد گرما و نور...
دانه‌هاي برف اشكال مختلفي دارد‌؟ آيا مي دانيد: كاشف آن كيست‌؟ ويلسون بنتلي در 9 فوريه سال 1365 در شهر جريكو در آمريكا متولد شد‌. اين ناحيه در قلب منطقه اي كه كمربند برفي نام دارد قرار گرفته است...
خطوط دفتر من حصار كوچه باغ ست ميان جامدادي مداد من كلاغ است *** دهان جامدادي شبيه سفره ماهي شده تراش كوچك شبيه اره ماهي *** مداد كوچك من درخت و بره دارد ميان فكرهايش دهات و دره دارد ***...
روزهايي كه مثل امروز به همراه بابا براي خريد به بيرون از خانه مي‌روم، اسم خيابان‌هاي شهر را از روي تابلوهاي‌شان مي‌خوانم و سعي مي‌كنم فراموش‌شان نكنم. بيشترشان اسم آدم‌هاست. بعضي وقت‌ها آرزو مي‌كنم كاش اسم من هم روي يكي...